تازه‌ترین خبرها
Thumbnail
دیدگاه شما

زنجیره ارزش جهانی باید از تخریب حفاظت شود

طی یک سال و نیمی که در افغانستان مستقرم، به طور عمیق اشتیاق این کشور به اینکه کشور محاط به خشکه به کشوری که دسترس به اتصالات دارد تبدیل شود را احساس کرده ام. به حیث قلب آسیا و عضو جدید سازمان تجارت جهانی، افغانستان برای اتصالات و تجارت آزادانه اهمیت به سزایی قائل می شود و امید اشتغال زایی و افزایش ثروت را به تجارت و سرمایه گذاری بین المللی می بندد و انتظار دارد در زنجیره صنعت، زنجیره تأمین و زنجیره ارزش جهانی در موقعیت بهتری قرار داشته باشد. از این رو افغانستان با سیاسی شدن مسائل بازرگانی مخالف می باشد و بر آن است که جامعه بین المللی به شرایط واقعی کشورهای در حال توسعه بخصوص کشورهای کمتر توسعه یافته توجه کند. افغانستان چشم به انتظار اتصال زنجیره تأمین این کشور با زنجیره ارزش چینی می باشد.

چین با درک کامل از خواست های منطقی یادشده افغانستان حمایت می نماید و با نهایت کوشش به احیای درخشانی افغانستان در جاده ابریشم به حیث مرکز حمل و نقل و تجارت منطقوی کمک می کند. به همین خاطر چین پیشنهاد مشارکت افغانستان در ابتکار یک کمربند و یک جاده را مطرح کرد و با نظرداشت به این پیشنهاد پروازهای مستقیم و قطارهای مستقیم باربری را آغاز کرده ایم و مصروف بررسی روی ساخت ریل ها و کابل نوری فرامرزی هستیم و اتصال افغانستان به کوریدور اقتصادی چین- پاکستان را به پیش می بریم.

بازار چین به روی افغانستان باز است و محصولات ویژه این  کشور مانند مرمر، زعفران، جلغوزه، فرش از بیشترین تسهیلات گمرکی جهت ورود به بازار چین برخوردار است. چین از تسهیل مبادلات بین تجار دو کشور و سرمایه گذاری تشبثات توانمند چینی در افغانستان حمایت می کند. سالانه بیش از ۱۵۰ بورسیه دولت چین دراختیار طرف افغانستان هستند و همچنین بیش از هزار محصلین مسلکی در چین در رشته های مختلف از جمله تخنیک های پیشرفته مانند سنجش از دور تعلیم و تربیه می یابند تا اینکه طرف افغانستان تخنیک های  کاربردی و پیشرفته را نیز فرابگیرد. به قول ضرب المثل چینی "یاد دادن حرفه ماهی گیری از ارزانی داشتن ماهی ها خوب تر است."

دوستان افغان من قلباً می گویند: هر جمله و هر رفتار چین در خصوص افغانستان تصویرساز یک کشور بزرگ و مسئولیت پذیر و حکایتگر برادری است. افغانستان به همکاری با کشورهای بزرگ نیاز دارد و از رفتار وظیفه شناس از سوی کشورهای بزرگ انتظار دارد. تنها در این صورت صلح و رفاه افغانستان می تواند زودتر تحقق یابد.

اما در اخیر، نگرانی دوستان افغان از اتصالات و تجارت جهانی رو به افزایش است. علت آن بر همه معلوم است: چیناییان راه می سازند در حالی که قدرت دیگری دیوار می سازد؛ چیناییان چندجانبه گری را تقویت می دهند در حالی که قدرت دیگری یک جانبی گری را تشویق می کند؛ چیناییان بازار خود را به روی همه باز می کنند در حالی که قدرت دیگری موانع در راه ورودی به بازار خود ایجاد می کند؛ چیناییان مشغول کاهش عوارض گمرکی هستند در حالی که قدرت دیگری بی اساس بر مالیات می افزاید. چیناییان دست دراز می کنند تا باهم دست دهند و کار کنند در حالی که قدرت دیگری دست دراز می کند تا دیگران را امر و نهی و کنترول کند.

فعالیت عادی زنجیره ارزش جهانی که افغانستان نیز در آن سهم دارد و از آن بهره می برد به سه شرط ذیل بستگی دارد. اولاً حلقه های متشکل زنجیره ارزش به همدیگر متصل و از هم ناگسسته باشد و به طور عمده به وسیله تخنیک بهم وصل شود؛ ثانیاً زنجیره ارزش مانند آب روان باشد نه یک حوض بسته یعنی موقعیت طرف ها در این زنجیره در حالت تغییر دینامیک باشد؛ ثالثاً عامل زنجیره ارزش تشبثات و مجموعه ای از طراحی، تولید، فروش، ارسال و کمک به فعالیت های گوناگون در روند فراهم محصولات باشد. بدین جهت برخورد عادلانه و دوستانه دول کشورهای مختلف با تشبثات و حمایه دول از روحیه کارآفرینان و رقابت سالم در بازار برای رشد و توسعه سالم زنجیره ارزش جهانی اهمیت خاصی دارد.

حال این که یک قدرت به حیث مبتکر تئوری زنجیره ارزش جهانی که خودش هم در بالاترین موقعیت این زنجیره قرار داشته و بیشترین سود از آن برده است امروز با چشمپوشی و تضعیف سه شرط اصلی فوق الذکر از هیچ کوششی جهت تخریب زنجیره ارزش جهانی دریغ نمی ورزد موجب نهایت نگرانی شده است.

آن قدرت که می خواهد از زنجیره ارزش سود ببرد بی آنکه ریسک آن را بپذیرد، قصد دارد از آن زنجیره خارج شود و یک سیستم دیگری ایجاد کند در حالی که راجع به مقررات و قواعد آن سیستم مشوره صورت نمی گیرد بلکه توسط خود آن قدرت تنظیم و فیصله گیری می شود.

 آن قدرت که می خواهد برای همیشه در بالاترین قله زنجیره ارزش واقع شود و تا حد امکان سلطه جویی تخنیکی را حفظ کند، حالا شمشیر تحریم را بالا نگه می دارد تا زنجیره را پاره کند و اقتصاد، تخنیک و استعداد کشورها از هم جدا شود.

 آن قدرت که شاهد فشار رقابت در روبروی کشور و تشبثات کشور خود است، نه به بررسی ضعف های خود می پردازد و نه از طریق پیشرفت تخنیکی و نوآوری در مدیریت و بهینه سازی بازار به سبقت دست می یابد، بلکه از عوامل حکومتی بخصوص تمام دستگاه های امنیتی استفاده می کند تا به تشبثات پیشرفته کشورهای دیگر فشار و ضربه وارد کند. دوستان افغان می گویند این که قدرتمندترین کشور در این جهان با تدابیر ناگوار به خانم مسئول مالی یک شرکت قانونی و محترم در سراسر جهان دست نمود و ماهیچه نشان داد، واقعاً رفتار دور از شأن آزاده محسوب می شود و تعجب آور و حقارت انگیز است.

چین و افغانستان که هر دو از کشورهای درحال توسعه و اعضای سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی هستند، معتقدند که جهانی شدن اقتصاد و زنجیره ارزش جهانی یک موج غیرقابل جلوگیری در عصر کنونی است و هر دو کشور به بازار باز، تجارت آزادانه و چندجانبه گری پایبند هستند و مقررات سازمان تجارت جهانی را پیروی و حفاظت می کنند.

جای تأسف است که نه همه کشورها مثل چین و افغانستان به این جدیت و دقت با نظم بین المللی و قواعد بازار موجود برخورد می کنند. فلان قدرت طرح دارد که کشورهای درحال توسعه از اختیارات بایسته خود محروم شوند و می خواهد شکاف توسعه بین شمال و جنوب و موقعیت کنونی کشورها در زنجیره ارزش برای همیشه ثابت بمانند و نمی تواند سبقت تشبثات و محصولات کشورهای در حال توسعه از خودش را قبول کند. اعمال آن کشورنه تنها به دیگران ضرر می رساند بلکه به نفع خودش هم نمی انجامد حتی چشم انداز توسعه اقتصاد خودش و زنجیره ارزش جهانی را تحت الشعاع قرار داده است. اگر چنین رفتار مورد قبول باشد، کشورهای بزرگ شاید با تکیه بر بازار داخلی خود قادر باشند حیات کنند ولی کشورهای کوچک و محاط به خشکه کلان ترین و مستقیم ترین آسیب خواهند دید.

چین حد اکثر صداقت را در مذاکرات تجاری با دیگر کشورهای بزرگ به خرج می دهد و در جریان مذاکرات اصول احترام متقابل و برابری و منفعت متقابل را در پیش می گیرد و کوشش می کند تا به معاهده ای مورد قبول طرفین برسد. حال معضل کنونی این است که یک دست صدا ندارد. اگر یکی از طرفین مذاکرات سلطه جویی، فشار آوردن و وعده خلافی را پیشه می کند، پس چگونه می توان از انصافیت مذاکرات انتظار داشت؟ اگر یک طرف به حکومت و نفع هسته ای طرف مقابل احترام نمی گذارد و می خواهد از طریق فشار آوردن طرف مقابل را به کوتاه آمدن وادار کند تا اینکه مذاکرات صرفاً به نفع طرف خود تمام شود، این نوع مذاکرات ممکن است به نتیجه برسد؟

چین با نظرداشت به منفعت ملی و عمومی بین المللی، مایل نیست به جنگ تجاری بپردازد ولی از جنگ تجاری نمی ترسد. در صورتی که مجبوراً پا به میدان جنگ تجاری بگذارد، تا آخرین لحظه مقابله خواهد کرد. این موقف چین را دوستان افغان به آسانی می توانند درک کنند چون که این گزینه حتمی کشور دارای تاریخ و تمدن دیرینه و عزت ملی می باشد. موقف گیری چین نه تنها برای دفاع از خود بلکه برای حفاظت فعالیت عادی زنجیره تأمین، زنجیره صنعت و زنجیره ارزش جهانی و حراست از منافع کلی و فضای انکشاف کشورهای در حال توسعه به شمول افغانستان صورت می گیرد.

لیو جین سونگ سفیر چین در افغانستان است.

دیدگاه شما

زنجیره ارزش جهانی باید از تخریب حفاظت شود

سفیر چین می‌نویسد که کشورش با نهایت تلاش به احیای درخشانی افغانستان در جاده ابریشم به حیث مرکز حمل و نقل و تجارت منطقوی کمک می کند.

Thumbnail

طی یک سال و نیمی که در افغانستان مستقرم، به طور عمیق اشتیاق این کشور به اینکه کشور محاط به خشکه به کشوری که دسترس به اتصالات دارد تبدیل شود را احساس کرده ام. به حیث قلب آسیا و عضو جدید سازمان تجارت جهانی، افغانستان برای اتصالات و تجارت آزادانه اهمیت به سزایی قائل می شود و امید اشتغال زایی و افزایش ثروت را به تجارت و سرمایه گذاری بین المللی می بندد و انتظار دارد در زنجیره صنعت، زنجیره تأمین و زنجیره ارزش جهانی در موقعیت بهتری قرار داشته باشد. از این رو افغانستان با سیاسی شدن مسائل بازرگانی مخالف می باشد و بر آن است که جامعه بین المللی به شرایط واقعی کشورهای در حال توسعه بخصوص کشورهای کمتر توسعه یافته توجه کند. افغانستان چشم به انتظار اتصال زنجیره تأمین این کشور با زنجیره ارزش چینی می باشد.

چین با درک کامل از خواست های منطقی یادشده افغانستان حمایت می نماید و با نهایت کوشش به احیای درخشانی افغانستان در جاده ابریشم به حیث مرکز حمل و نقل و تجارت منطقوی کمک می کند. به همین خاطر چین پیشنهاد مشارکت افغانستان در ابتکار یک کمربند و یک جاده را مطرح کرد و با نظرداشت به این پیشنهاد پروازهای مستقیم و قطارهای مستقیم باربری را آغاز کرده ایم و مصروف بررسی روی ساخت ریل ها و کابل نوری فرامرزی هستیم و اتصال افغانستان به کوریدور اقتصادی چین- پاکستان را به پیش می بریم.

بازار چین به روی افغانستان باز است و محصولات ویژه این  کشور مانند مرمر، زعفران، جلغوزه، فرش از بیشترین تسهیلات گمرکی جهت ورود به بازار چین برخوردار است. چین از تسهیل مبادلات بین تجار دو کشور و سرمایه گذاری تشبثات توانمند چینی در افغانستان حمایت می کند. سالانه بیش از ۱۵۰ بورسیه دولت چین دراختیار طرف افغانستان هستند و همچنین بیش از هزار محصلین مسلکی در چین در رشته های مختلف از جمله تخنیک های پیشرفته مانند سنجش از دور تعلیم و تربیه می یابند تا اینکه طرف افغانستان تخنیک های  کاربردی و پیشرفته را نیز فرابگیرد. به قول ضرب المثل چینی "یاد دادن حرفه ماهی گیری از ارزانی داشتن ماهی ها خوب تر است."

دوستان افغان من قلباً می گویند: هر جمله و هر رفتار چین در خصوص افغانستان تصویرساز یک کشور بزرگ و مسئولیت پذیر و حکایتگر برادری است. افغانستان به همکاری با کشورهای بزرگ نیاز دارد و از رفتار وظیفه شناس از سوی کشورهای بزرگ انتظار دارد. تنها در این صورت صلح و رفاه افغانستان می تواند زودتر تحقق یابد.

اما در اخیر، نگرانی دوستان افغان از اتصالات و تجارت جهانی رو به افزایش است. علت آن بر همه معلوم است: چیناییان راه می سازند در حالی که قدرت دیگری دیوار می سازد؛ چیناییان چندجانبه گری را تقویت می دهند در حالی که قدرت دیگری یک جانبی گری را تشویق می کند؛ چیناییان بازار خود را به روی همه باز می کنند در حالی که قدرت دیگری موانع در راه ورودی به بازار خود ایجاد می کند؛ چیناییان مشغول کاهش عوارض گمرکی هستند در حالی که قدرت دیگری بی اساس بر مالیات می افزاید. چیناییان دست دراز می کنند تا باهم دست دهند و کار کنند در حالی که قدرت دیگری دست دراز می کند تا دیگران را امر و نهی و کنترول کند.

فعالیت عادی زنجیره ارزش جهانی که افغانستان نیز در آن سهم دارد و از آن بهره می برد به سه شرط ذیل بستگی دارد. اولاً حلقه های متشکل زنجیره ارزش به همدیگر متصل و از هم ناگسسته باشد و به طور عمده به وسیله تخنیک بهم وصل شود؛ ثانیاً زنجیره ارزش مانند آب روان باشد نه یک حوض بسته یعنی موقعیت طرف ها در این زنجیره در حالت تغییر دینامیک باشد؛ ثالثاً عامل زنجیره ارزش تشبثات و مجموعه ای از طراحی، تولید، فروش، ارسال و کمک به فعالیت های گوناگون در روند فراهم محصولات باشد. بدین جهت برخورد عادلانه و دوستانه دول کشورهای مختلف با تشبثات و حمایه دول از روحیه کارآفرینان و رقابت سالم در بازار برای رشد و توسعه سالم زنجیره ارزش جهانی اهمیت خاصی دارد.

حال این که یک قدرت به حیث مبتکر تئوری زنجیره ارزش جهانی که خودش هم در بالاترین موقعیت این زنجیره قرار داشته و بیشترین سود از آن برده است امروز با چشمپوشی و تضعیف سه شرط اصلی فوق الذکر از هیچ کوششی جهت تخریب زنجیره ارزش جهانی دریغ نمی ورزد موجب نهایت نگرانی شده است.

آن قدرت که می خواهد از زنجیره ارزش سود ببرد بی آنکه ریسک آن را بپذیرد، قصد دارد از آن زنجیره خارج شود و یک سیستم دیگری ایجاد کند در حالی که راجع به مقررات و قواعد آن سیستم مشوره صورت نمی گیرد بلکه توسط خود آن قدرت تنظیم و فیصله گیری می شود.

 آن قدرت که می خواهد برای همیشه در بالاترین قله زنجیره ارزش واقع شود و تا حد امکان سلطه جویی تخنیکی را حفظ کند، حالا شمشیر تحریم را بالا نگه می دارد تا زنجیره را پاره کند و اقتصاد، تخنیک و استعداد کشورها از هم جدا شود.

 آن قدرت که شاهد فشار رقابت در روبروی کشور و تشبثات کشور خود است، نه به بررسی ضعف های خود می پردازد و نه از طریق پیشرفت تخنیکی و نوآوری در مدیریت و بهینه سازی بازار به سبقت دست می یابد، بلکه از عوامل حکومتی بخصوص تمام دستگاه های امنیتی استفاده می کند تا به تشبثات پیشرفته کشورهای دیگر فشار و ضربه وارد کند. دوستان افغان می گویند این که قدرتمندترین کشور در این جهان با تدابیر ناگوار به خانم مسئول مالی یک شرکت قانونی و محترم در سراسر جهان دست نمود و ماهیچه نشان داد، واقعاً رفتار دور از شأن آزاده محسوب می شود و تعجب آور و حقارت انگیز است.

چین و افغانستان که هر دو از کشورهای درحال توسعه و اعضای سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی هستند، معتقدند که جهانی شدن اقتصاد و زنجیره ارزش جهانی یک موج غیرقابل جلوگیری در عصر کنونی است و هر دو کشور به بازار باز، تجارت آزادانه و چندجانبه گری پایبند هستند و مقررات سازمان تجارت جهانی را پیروی و حفاظت می کنند.

جای تأسف است که نه همه کشورها مثل چین و افغانستان به این جدیت و دقت با نظم بین المللی و قواعد بازار موجود برخورد می کنند. فلان قدرت طرح دارد که کشورهای درحال توسعه از اختیارات بایسته خود محروم شوند و می خواهد شکاف توسعه بین شمال و جنوب و موقعیت کنونی کشورها در زنجیره ارزش برای همیشه ثابت بمانند و نمی تواند سبقت تشبثات و محصولات کشورهای در حال توسعه از خودش را قبول کند. اعمال آن کشورنه تنها به دیگران ضرر می رساند بلکه به نفع خودش هم نمی انجامد حتی چشم انداز توسعه اقتصاد خودش و زنجیره ارزش جهانی را تحت الشعاع قرار داده است. اگر چنین رفتار مورد قبول باشد، کشورهای بزرگ شاید با تکیه بر بازار داخلی خود قادر باشند حیات کنند ولی کشورهای کوچک و محاط به خشکه کلان ترین و مستقیم ترین آسیب خواهند دید.

چین حد اکثر صداقت را در مذاکرات تجاری با دیگر کشورهای بزرگ به خرج می دهد و در جریان مذاکرات اصول احترام متقابل و برابری و منفعت متقابل را در پیش می گیرد و کوشش می کند تا به معاهده ای مورد قبول طرفین برسد. حال معضل کنونی این است که یک دست صدا ندارد. اگر یکی از طرفین مذاکرات سلطه جویی، فشار آوردن و وعده خلافی را پیشه می کند، پس چگونه می توان از انصافیت مذاکرات انتظار داشت؟ اگر یک طرف به حکومت و نفع هسته ای طرف مقابل احترام نمی گذارد و می خواهد از طریق فشار آوردن طرف مقابل را به کوتاه آمدن وادار کند تا اینکه مذاکرات صرفاً به نفع طرف خود تمام شود، این نوع مذاکرات ممکن است به نتیجه برسد؟

چین با نظرداشت به منفعت ملی و عمومی بین المللی، مایل نیست به جنگ تجاری بپردازد ولی از جنگ تجاری نمی ترسد. در صورتی که مجبوراً پا به میدان جنگ تجاری بگذارد، تا آخرین لحظه مقابله خواهد کرد. این موقف چین را دوستان افغان به آسانی می توانند درک کنند چون که این گزینه حتمی کشور دارای تاریخ و تمدن دیرینه و عزت ملی می باشد. موقف گیری چین نه تنها برای دفاع از خود بلکه برای حفاظت فعالیت عادی زنجیره تأمین، زنجیره صنعت و زنجیره ارزش جهانی و حراست از منافع کلی و فضای انکشاف کشورهای در حال توسعه به شمول افغانستان صورت می گیرد.

لیو جین سونگ سفیر چین در افغانستان است.

هم‌رسانی کنید